مقایسه فرآیند کوره بلند (BF) و کوره قوس الکتریکی (EAF): بررسی جامع روشهای تولید فولاد

عباس وزیری

مقدمه
صنعت فولادسازی یکی از پایههای اساسی توسعه اقتصادی و زیرساختی در جهان محسوب میشود. فولاد به دلیل استحکام بالا، شکلپذیری مناسب و قیمت مقرونبهصرفه، در طیف گستردهای از کاربردها از ساختوساز و حملونقل گرفته تا لوازم خانگی، بستهبندی و صنایع شیمیایی مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال، این صنعت یکی از بزرگترین منابع انتشار گازهای گلخانهای در جهان است و حدود ۷ تا ۹ درصد از کل انتشار دیاکسید کربن جهانی را به خود اختصاص میدهد.
دو روش اصلی برای تولید فولاد در جهان وجود دارد: کوره بلند-کوره اکسیژن قلیایی (BF-BOF) و کوره قوس الکتریکی (EAF). هر یک از این روشها دارای ویژگیها، مزایا، معایب و کاربردهای خاص خود هستند. در این مقاله، به بررسی کامل و دقیق هر دو روش، مقایسه آنها از جنبههای مختلف و بررسی روندهای آینده این صنعت خواهیم پرداخت.


بخش اول: فرآیند کوره بلند (Blast Furnace - BF)

تاریخچه و پیشینه
کوره بلند یکی از قدیمیترین روشهای تولید آهن و فولاد است. نخستین کورههای بلند در قرن چهاردهم میلادی ظهور کردند و در آن زمان روزانه حدود یک تن فولاد تولید میکردند. این فناوری در طول قرنها تکامل یافته و امروزه کورههای بلند مدرن با ظرفیت تولید سالانه بالغ بر ۵.۶۵۰.۰۰۰ تن، ستون فقرات صنعت فولاد جهان را تشکیل میدهند.
مواد اولیه و خوراک ورودی
در فرآیند کوره بلند، مواد اولیه اصلی شامل موارد زیر است:
- سنگ آهن (اکسیدهای آهن استخراج شده از معادن)
- کُک (ماده کربنی حاصل از زغال سنگ کک شو)
- سنگ آهک (به عنوان ماده کمکذوب)
مراحل فرآیند

فرآیند کوره بلند شامل مراحل زیر است:
۱. آمادهسازی مواد اولیه: سنگ آهن ابتدا تحت فرآیندهای گندلهسازی و زینترینگ قرار میگیرد و زغال سنگ نیز به کک تبدیل میشود.
۲. شارژ کوره: مخلوطی از سنگ آهن، کک و سنگ آهک از بالای کوره بلند (که یک سازه عمودی عظیم است) وارد میشود.
۳. احیای شیمیایی: هوای داغ با دمای ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد از پایین کوره به داخل دمیده میشود. کربن موجود در کک با اکسیژن هوا ترکیب شده و دیاکسید کربن تولید میکند. سپس دیاکسید کربن با کربن اضافی واکنش داده و مونوکسید کربن تشکیل میدهد که نقش عامل احیاکننده را ایفا میکند.
معادله شیمیایی اصلی احیا به صورت زیر است:
Fe2O3+3CO→2Fe+3CO2
۴. تولید آهن خام (چدن): در اثر این واکنشهای شیمیایی در دمای حدود ۲۰۰۰ درجه سانتیگراد، آهن مذاب (چدن) تولید میشود.
۵. تبدیل به فولاد: آهن مذاب تولید شده در کوره بلند، به مبدل اکسیژن قلیایی (BOF) منتقل میشود. در این مرحله، اکسیژن خالص با سرعت بالا به آهن مذاب دمیده میشود تا کربن اضافی و ناخالصیها حذف شده و فولاد خام تولید گردد. این فرآیند که به فرآیند LD (Linz-Donawitz) نیز معروف است، در سال ۱۹۴۸ توسط رابرت دورر ابداع شد.
۶. ریختهگری: فولاد مذاب تصفیه شده به سمت فرآیند ریختهگری پیوسته هدایت شده و به شکل شمشهای فولادی درمیآید.

ویژگیهای کوره بلند
- تولید انبوه و مداوم: کوره بلند یک تأسیسات صنعتی عظیم است که پس از راهاندازی باید بهطور مداوم و اغلب برای سالها بدون توقف کار کند.
- تولید فولاد خام (بکر): این روش برای تولید فولاد از مواد اولیه طبیعی (سنگ آهن) طراحی شده است.
- نیاز به سرمایهگذاری کلان: احداث یک کارخانه کوره بلند نیازمند سرمایهگذاری بسیار بالا و زیرساختهای گسترده است.
فرآیند کوره قوس الکتریکی (Electric Arc Furnace - EAF)

تاریخچه و پیشینه
کوره قوس الکتریکی در سال ۱۸۷۸ توسط مهندس فرانسوی پل هرو (Paul Héroult) توسعه داده شد، اگرچه ایده اولیه ایجاد قوس الکتریکی برای ذوب فلزات توسط فردریش زیمنس (Friedrich Siemens) مطرح شده بود. این فناوری ابتدا برای تولید فولادهای آلیاژی خاص مورد استفاده قرار میگرفت، اما امروزه به یکی از دو روش اصلی تولید فولاد در جهان تبدیل شده است.
مواد اولیه و خوراک ورودی
در فرآیند کوره قوس الکتریکی، مواد اولیه اصلی شامل موارد زیر است:
- قراضه فولادی: مهمترین ماده اولیه در این روش
- آهن اسفنجی (DRI): برای تنظیم ترکیب شیمیایی و افزایش کیفیت فولاد
- فروآلیاژها: برای دستیابی به ترکیب شیمیایی مطلوب فولاد
- آهک و فلورین: به عنوان مواد کمکذوب
مراحل فرآیند

فرآیند کوره قوس الکتریکی شامل مراحل زیر است:
۱. شارژ کوره: قراضه فولادی (معمولاً خرد شده یا بستهبندی شده) با استفاده از سبدهای مخصوص و جرثقیلهای سقفی وارد کوره قوس الکتریکی میشود. در برخی موارد، آهن اسفنجی نیز به همراه قراضه شارژ میشود.

۲. ذوب با قوس الکتریکی: سه الکترود گرافیتی از سقف کوره به داخل محفظه پایین آورده میشوند. جریان الکتریکی پرقدرت از طریق ترانسفورماتورها تأمین شده و بین الکترودها و مواد شارژ شده، قوس الکتریکی ایجاد میشود. دمای قوس الکتریکی میتواند به حدود ۳۵۰۰ درجه سانتیگراد برسد. این حرارت فوقالعاده بالا باعث ذوب سریع قراضههای فلزی میشود. دمای نهایی فولاد مذاب در کورههای قوس الکتریکی حدود ۱۶۰۰ درجه سانتیگراد است.
۳. تصفیه: پس از ذوب کامل، فولاد مذاب تحت فرآیند تصفیه قرار میگیرد. این تصفیه از طریق تزریق اکسیژن به کوره انجام میشود و ناخالصیها به صورت سرباره از فولاد جدا میگردند.
۴. تنظیم نهایی: در کوره تصفیه نهایی (Ladle Metallurgy Furnace)، ترکیب شیمیایی فولاد و شرایط دمایی به دقت تنظیم میشود تا انواع فولاد با گریدهای مختلف تولید شود.
۵. ریختهگری: فولاد تصفیه شده وارد مرحله ریختهگری پیوسته شده و به محصولات نیمهساخته مانند شمش، اسلب یا بیلت تبدیل میشود.
ویژگیهای کوره قوس الکتریکی
- انعطافپذیری بالا: کوره قوس الکتریکی را میتوان به سرعت راهاندازی و خاموش کرد و تولید را در عرض چند ساعت افزایش یا کاهش داد.
- ابعاد کوچکتر: تأسیسات EAF نسبت به کوره بلند کوچکتر هستند و میتوان آنها را نزدیک به منابع قراضه و مشتریان احداث کرد.
- بازیافت: این روش بر پایه بازیافت ضایعات فولادی عمل میکند و از این رو در چارچوب اقتصاد چرخشی قرار میگیرد.
- قابلیت تولید فولادهای با کیفیت بالا: با کنترل دقیق ترکیب شیمیایی، امکان تولید انواع گریدهای فولادی وجود دارد.
بخش سوم: مقایسه جامع دو روش

۱. مقایسه از نظر مواد اولیه و زنجیره تأمین
اصلیترین تفاوت بین دو روش کوره بلند و کوره قوس الکتریکی در مواد اولیه مورد استفاده است:
| ویژگی | کوره بلند (BF) | کوره قوس الکتریکی (EAF) |
|---|---|---|
| ماده اولیه اصلی | سنگ آهن (منبع طبیعی) | قراضه فولادی (منبع بازیافتی) |
| وابستگی به معادن | بالا | پایین |
| اقتصاد چرخشی | محدود | کاملاً منطبق |
| تأمین مواد | نیازمند زنجیره تأمین پیچیده | وابسته به جمعآوری قراضه |
۲. مقایسه از نظر مصرف انرژی
مصرف انرژی در دو روش تفاوت چشمگیری دارد:
- کوره بلند: محدوده مصرف انرژی بین ۱۷ تا ۲۳ گیگاژول به ازای هر تن فولاد است. بخش اعظم این انرژی به صورت حرارت فرآیندی (از طریق سوختهای فسیلی) تأمین میشود.
- کوره قوس الکتریکی: مصرف انرژی به مراتب کمتر و در محدوده ۲ تا ۳ گیگاژول به ازای هر تن فولاد است (بر اساس انتشار Scope 1). با این حال، بخش عمده انرژی مصرفی به صورت برق است که آن را به شدت به قیمت برق وابسته میکند.
مطالعات نشان میدهد که انتقال از روش کوره بلند به کوره قوس الکتریکی میتواند مصرف انرژی را تا ۸۸ درصد کاهش دهد.
۳. مقایسه از نظر انتشار گازهای گلخانهای

انتشار کربن یکی از مهمترین معیارهای مقایسه این دو روش است:
- کوره بلند: شدت کربن حدود ۲.۳ تن CO₂ به ازای هر تن فولاد تولیدی است. این انتشار به دلیل ماهیت شیمیایی فرآیند احیا است که در آن کربن به عنوان عامل احیاکننده مصرف میشود و CO₂ تولید میکند.
- کوره قوس الکتریکی: شدت کربن بسیار کمتر و در محدوده ۰.۷ تا ۱.۳ تن CO₂ به ازای هر تن فولاد است. در بهترین حالت (استفاده از قراضه ۱۰۰٪ و برق پاک)، این عدد به حدود ۰.۶۸ تن CO₂ نیز میرسد.
به عبارت دیگر، انتشار کربن در کوره قوس الکتریکی بیش از ۷۰ درصد کمتر از کوره بلند است. برخی مطالعات کاهش انتشار را تا ۷۵ تا ۷۸ درصد نیز برآورد کردهاند.
۴. مقایسه از نظر انعطافپذیری عملیاتی
- کوره بلند: بسیار سخت و غیرقابل انعطاف است. پس از راهاندازی، باید بهطور مداوم کار کند و خاموش کردن آن کاری پرهزینه و دشوار است. این ویژگی، کارخانههای دارای کوره بلند را در برابر نوسانات تقاضا آسیبپذیر میکند.
- کوره قوس الکتریکی: انعطافپذیر است و میتوان تولید را به سرعت متناسب با نیاز بازار تنظیم کرد.
۵. مقایسه از نظر سرمایهگذاری و هزینهها
- کوره بلند: نیازمند سرمایهگذاری کلان، زیرساختهای گسترده و زنجیره تأمین پیچیده است. هزینه ساخت بسیار بالا است.
- کوره قوس الکتریکی: سرمایهگذاری اولیه به مراتب کمتر است و تأسیسات کوچکتری نیاز دارد. با این حال، هزینههای عملیاتی به شدت به قیمت برق و قراضه وابسته است.
مطالعات نشان میدهد که انتقال به روش EAF میتواند هزینههای عملیاتی و نگهداری را تا ۶ درصد کاهش دهد.

۶. مقایسه از نظر کیفیت محصول
- کوره بلند: برای تولید انبوه فولادهای ساختمانی و صنعتی معمولی مناسب است. کیفیت فولاد تولیدی یکنواخت و قابل پیشبینی است.
- کوره قوس الکتریکی: امکان تولید گریدهای متنوع فولاد با کیفیت بالا را فراهم میکند. با این حال، کیفیت فولاد تا حد زیادی تحت تأثیر کیفیت قراضه ورودی قرار دارد. وجود ناخالصیها در قراضه میتواند چالشهایی در تولید فولادهای بسیار باکیفیت ایجاد کند.
بخش چهارم: آمار و ارقام جهانی تولید فولاد

بر اساس دادههای انجمن جهانی فولاد (World Steel Association):
- در سال ۲۰۲۵، کل تولید ناخالص فولاد جهان حدود ۱.۸۵ میلیارد تن بوده است.
- سهم روش کوره بلند-کوره اکسیژن قلیایی (BF-BOF) حدود ۶۹.۴ درصد از تولید جهانی است.
- سهم روش کوره قوس الکتریکی (EAF) حدود ۳۰.۳ درصد از تولید جهانی است.
- سایر روشها سهم ناچیزی (حدود ۰.۳ درصد) دارند.
توزیع منطقهای
توزیع استفاده از این دو روش در مناطق مختلف جهان بسیار متفاوت است:
| منطقه | سهم EAF در تولید فولاد |
|---|---|
| آفریقا | ۸۹٪ |
| آمریکای شمالی | ۷۲٪ |
| اروپا | ۵۲٪ |
| آسیا | ۱۹٪ |
ایتالیا با ۸۶ درصد تولید فولاد از طریق EAF، یکی از پیشگامان این روش در جهان است.
ظرفیت تولید EAF در کشورهای پیشرو
بر اساس آمار سال ۲۰۲۵، کشورهای دارای بیشترین ظرفیت تولید فولاد با کوره قوس الکتریکی عبارتند از:
- چین: ۱۶۱ میلیون تن در سال (۲۳٪ ظرفیت جهانی)
- ایالات متحده: ۸۰ میلیون تن در سال
- ترکیه: ۴۲ میلیون تن در سال
- ایران: ۳۹ میلیون تن در سال
بخش پنجم: چالشها و محدودیتهای هر روش

چالشهای روش کوره بلند
۱. انتشار بالای کربن: بزرگترین چالش کوره بلند، انتشار بالای CO₂ است که آن را به یک منبع عمده آلایندگی تبدیل کرده است.
۲. وابستگی به سوختهای فسیلی: این روش برای تأمین انرژی و عامل احیا به شدت به زغال سنگ ککشو وابسته است.
۳. عدم انعطافپذیری: ماهیت مداوم و غیرقابل توقف کوره بلند، آن را در برابر نوسانات بازار آسیبپذیر میکند.
۴. سرمایهگذاری کلان: هزینههای ساخت و نگهداری بسیار بالا است.
چالشهای روش کوره قوس الکتریکی
۱. وابستگی به قراضه: در دسترس بودن و کیفیت قراضه فولادی از مهمترین محدودیتهای این روش است. کمبود قراضه باکیفیت میتواند تولید را با مشکل مواجه کند.
۲. مصرف بالای برق: کوره قوس الکتریکی به مقدار زیادی برق نیاز دارد (۴۰۰ تا ۶۰۰ کیلوواتساعت به ازای هر تن فولاد) و افزایش قیمت برق میتواند هزینههای تولید را به شدت افزایش دهد.
۳. هزینه بالای مواد اولیه جایگزین: در صورت کمبود قراضه، استفاده از آهن اسفنجی یا HBI (آهن داغ فشرده) که گرانتر هستند، هزینهها را افزایش میدهد.
۴. محدودیت در تولید برخی گریدها: هرچند این محدودیت در حال کاهش است، اما تولید برخی فولادهای بسیار باکیفیت در EAF همچنان چالشبرانگیز است.

بخش ششم: آیندهپژوهی و روندهای پیش رو

۱. رشد سهم EAF در تولید جهانی
پیشبینی میشود سهم کوره قوس الکتریکی در تولید فولاد جهان از ۲۹ درصد در سال ۲۰۲۳ به حدود ۴۰ درصد تا شش سال آینده افزایش یابد. این رشد ناشی از عوامل زیر است:
- فشارهای زیستیمحیطی و مقررات سختگیرانهتر انتشار کربن
- افزایش دسترسی به قراضه فولادی
- کاهش هزینههای تولید برق تجدیدپذیر
- مشوقهای دولتی برای تولید فولاد سبز
۲. فولاد سبز (Green Steel)
تولید فولاد سبز به یکی از مهمترین روندهای صنعت فولاد تبدیل شده است. در این رویکرد، هدف حذف یا کاهش چشمگیر انتشار کربن در فرآیند تولید است.
فناوریهای کلیدی در مسیر فولاد سبز عبارتند از:
الف) احیای مستقیم با هیدروژن (H₂-DRI-EAF)
در این روش، هیدروژن سبز (تولید شده از منابع تجدیدپذیر) جایگزین کک و زغال سنگ به عنوان عامل احیاکننده میشود. شدت کربن در این روش به حدود ۰.۴ تن CO₂ به ازای هر تن فولاد کاهش مییابد.
ب) جذب و ذخیرهسازی کربن (CCUS)
در این روش، CO₂ تولید شده در فرآیند کوره بلند جذب و ذخیره یا استفاده میشود.
ج) الکترولیز اکسید آهن
فناوریهای جدید مانند الکترولیز اکسید آهن مذاب، امکان تولید آهن بدون انتشار کربن را فراهم میکنند.

۳. فرآیندهای ترکیبی
برخی شرکتهای فولادسازی در حال توسعه فرآیندهای ترکیبی هستند که از هر دو روش بهره میبرند. به عنوان مثال، هیوندای استیل کرهجنوبی فرآیند ترکیبی EAF-BF را راهاندازی کرده است که میتواند انتشار کربن را تا ۴۰ درصد کاهش دهد. پوسکو نیز در حال احداث یک کوره قوس الکتریکی با سرمایهگذاری حدود ۶۰۰ میلیارد وون برای تولید ۲.۵ میلیون تن در سال است که انتظار میرود انتشار کربن را تا ۳.۵ میلیون تن در سال کاهش دهد.
۴. چالشهای پیش رو در گذار
با وجود مزایای زیستمحیطی EAF، چالشهای جدی پیش روی توسعه این روش وجود دارد:
- هزینه بالا: هزینه تولید فولاد با روش H₂-DRI-EAF حدود ۸۰۰ دلار به ازای هر تن است در حالی که هزینه روش سنتی BF-BOF حدود ۴۵۰ دلار است.
- محدودیتهای منطقهای: در دسترس بودن منابع تجدیدپذیر، هیدروژن سبز و قراضه باکیفیت در مناطق مختلف جهان متفاوت است.
- زیرساختها: گذار به فناوریهای جدید نیازمند سرمایهگذاری کلان و توسعه زیرساختهای مناسب است.
جمعبندی و نتیجهگیری
کوره بلند (BF) و کوره قوس الکتریکی (EAF) دو روش اصلی تولید فولاد در جهان هستند که هر یک دارای ویژگیها، مزایا و معایب خاص خود میباشند.
کوره بلند روشی سنتی، با سابقهای چندصدساله است که برای تولید انبوه فولاد از سنگ آهن طراحی شده است. این روش اگرچه از نظر اقتصادی برای تولید در مقیاس بزرگ مقرونبهصرفه است، اما با چالشهای جدی زیستمحیطی به ویژه انتشار بالای CO₂ مواجه است. با حدود ۷۰ درصد سهم از تولید جهانی، همچنان روش غالب محسوب میشود.
کوره قوس الکتریکی روشی مدرنتر، انعطافپذیرتر و سازگارتر با محیطزیست است که بر پایه بازیافت قراضه فولادی عمل میکند. این روش با انتشار کربنی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد کمتر از کوره بلند و مصرف انرژی به مراتب پایینتر، گزینه مطلوبتری برای آینده صنعت فولاد محسوب میشود. با این حال، وابستگی به قراضه باکیفیت و مصرف بالای برق از مهمترین چالشهای این روش هستند.
روندهای جهانی نشان میدهد که سهم کوره قوس الکتریکی در تولید فولاد جهان بهطور پیوسته در حال افزایش است و پیشبینی میشود تا چند سال آینده به ۴۰ درصد برسد. فناوریهای نوین مانند احیای مستقیم با هیدروژن سبز و الکترولیز نیز نویدبخش تحولی اساسی در صنعت فولاد و حرکت به سمت فولاد سبز با انتشار نزدیک به صفر هستند.
در نهایت، انتخاب بین این دو روش نه یک انتخاب ساده "بهتر یا بدتر"، بلکه یک تصمیم راهبردی است که به عوامل متعددی از جمله در دسترس بودن مواد اولیه، قیمت انرژی، مقررات زیستمحیطی، بازار هدف و سرمایهگذاری موجود بستگی دارد. آینده صنعت فولاد احتمالاً شاهد ترکیبی از این روشها با بهرهگیری از فناوریهای پاکتر و کارآمدتر خواهد بود.

